بید و مجنون

متن مرتبط با «سال» در سایت بید و مجنون نوشته شده است

هشت سال

  • نیلوبلاگ

    هشتسال پیش، یکی دو روز پیش از بار سفر بستن و آغاز مهاجرت, لاکپشتها، اولین و آخرین حیوانات خانگیام را، در اینجا به آب انداختم. خاصیتشان این بود که طی چهار سال زیستن زیر یک سقف! نه آنها کاری به کار ما داشتند و نه نیاز خاصی به ما حس میکردند. همجواری مسالمتآمیزی بیتنش. نکته مهم بهآبانداختنشان اما پایان یک دوران بود؛ پایان به چشمدیدن رشد و نمو موجوداتی که نه اجتماعی بودند و نه دردسر خاصی داشتند؛ اما چیزی که به پایان این دوران معنا میداد، از جنس تجربه یک زندگی و بالیدن به نوعی هممسیری بود.هشت سال از آ...

    ادامه مطلب
  • سی و چهار سالگی

  • نیلوبلاگ

    به دور و برت که نگاه میکنی میبینی چقدر آدم آمدند و رفتند و گلچین روزگار این بار عجب خوش سلیقه بود که در نهایت چندی ماندند. اما بجای اینکه فکر کنم به آنهایی که ماندند و حضورشان غنیمت است، میخواهم یک...

    ادامه مطلب
  • یک سال، یک بهار: روز دویست و نود و سوم

  • نیلوبلاگ

    چند صباحی است کهترک وطن گفته با رفیقو دوست و یار همیشگی اشهمچون بیدی و مجنونتقلای اراده به دانستنو فهم وسعت نادانی چندانمجال ماندن نمی دهداز ادبیات و تاریخ شروع کرداز مهندسی و ریاضیکه گریختروزگاری را در عالم مدیریتو رفتارشناسی گذراندباز که طاقتش تمام شددل زد به دریای فلسفهو عرفان و موسیقیتا اینکه این روزهادوران گذاری رابه تکنولوژی و اقتصاد وسیاست تجربه می کند...

    ادامه مطلب
  • یک سال، یک بهار: روز دویست و نود و پنجم

  • نیلوبلاگ

    چند صباحی است کهترک وطن گفته با رفیقو دوست و یار همیشگی اشهمچون بیدی و مجنونتقلای اراده به دانستنو فهم وسعت نادانی چندانمجال ماندن نمی دهداز ادبیات و تاریخ شروع کرداز مهندسی و ریاضیکه گریختروزگاری را در عالم مدیریتو رفتارشناسی گذراندباز که طاقتش تمام شددل زد به دریای فلسفهو عرفان و موسیقیتا اینکه این روزهادوران گذاری رابه تکنولوژی و اقتصاد وسیاست تجربه می کند...

    ادامه مطلب
  • یک سال، یک بهار: روز دویست و نود و ششم

  • نیلوبلاگ

    چند صباحی است کهترک وطن گفته با رفیقو دوست و یار همیشگی اشهمچون بیدی و مجنونتقلای اراده به دانستنو فهم وسعت نادانی چندانمجال ماندن نمی دهداز ادبیات و تاریخ شروع کرداز مهندسی و ریاضیکه گریختروزگاری را در عالم مدیریتو رفتارشناسی گذراندباز که طاقتش تمام شددل زد به دریای فلسفهو عرفان و موسیقیتا اینکه این روزهادوران گذاری رابه تکنولوژی و اقتصاد وسیاست تجربه می کند...

    ادامه مطلب
  • یک سال، یک بهار: روز سیصد و یکم

  • نیلوبلاگ

    چند صباحی است کهترک وطن گفته با رفیقو دوست و یار همیشگی اشهمچون بیدی و مجنونتقلای اراده به دانستنو فهم وسعت نادانی چندانمجال ماندن نمی دهداز ادبیات و تاریخ شروع کرداز مهندسی و ریاضیکه گریختروزگاری را در عالم مدیریتو رفتارشناسی گذراندباز که طاقتش تمام شددل زد به دریای فلسفهو عرفان و موسیقیتا اینکه این روزهادوران گذاری رابه تکنولوژی و اقتصاد وسیاست تجربه می کند...

    ادامه مطلب
  • یک سال، یک بهار: روز سیصد و دوم

  • نیلوبلاگ

    چند صباحی است کهترک وطن گفته با رفیقو دوست و یار همیشگی اشهمچون بیدی و مجنونتقلای اراده به دانستنو فهم وسعت نادانی چندانمجال ماندن نمی دهداز ادبیات و تاریخ شروع کرداز مهندسی و ریاضیکه گریختروزگاری را در عالم مدیریتو رفتارشناسی گذراندباز که طاقتش تمام شددل زد به دریای فلسفهو عرفان و موسیقیتا اینکه این روزهادوران گذاری رابه تکنولوژی و اقتصاد وسیاست تجربه می کند...

    ادامه مطلب
  • یک سال، یک بهار: روز دویست و شصت و ششم

  • نیلوبلاگ

    چند صباحی است کهترک وطن گفته با رفیقو دوست و یار همیشگی اشهمچون بیدی و مجنونتقلای اراده به دانستنو فهم وسعت نادانی چندانمجال ماندن نمی دهداز ادبیات و تاریخ شروع کرداز مهندسی و ریاضیکه گریختروزگاری را در عالم مدیریتو رفتارشناسی گذراندباز که طاقتش تمام شددل زد به دریای فلسفهو عرفان و موسیقیتا اینکه این روزهادوران گذاری رابه تکنولوژی و اقتصاد وسیاست تجربه می کند...

    ادامه مطلب
  • یک سال، یک بهار: روز دویست و شصت و هشتم

  • نیلوبلاگ

    چند صباحی است کهترک وطن گفته با رفیقو دوست و یار همیشگی اشهمچون بیدی و مجنونتقلای اراده به دانستنو فهم وسعت نادانی چندانمجال ماندن نمی دهداز ادبیات و تاریخ شروع کرداز مهندسی و ریاضیکه گریختروزگاری را در عالم مدیریتو رفتارشناسی گذراندباز که طاقتش تمام شددل زد به دریای فلسفهو عرفان و موسیقیتا اینکه این روزهادوران گذاری رابه تکنولوژی و اقتصاد وسیاست تجربه می کند...

    ادامه مطلب
  • یک سال، یک بهار: روز دویست و هفتاد و چهارم

  • نیلوبلاگ

    چند صباحی است کهترک وطن گفته با رفیقو دوست و یار همیشگی اشهمچون بیدی و مجنونتقلای اراده به دانستنو فهم وسعت نادانی چندانمجال ماندن نمی دهداز ادبیات و تاریخ شروع کرداز مهندسی و ریاضیکه گریختروزگاری را در عالم مدیریتو رفتارشناسی گذراندباز که طاقتش تمام شددل زد به دریای فلسفهو عرفان و موسیقیتا اینکه این روزهادوران گذاری رابه تکنولوژی و اقتصاد وسیاست تجربه می کند...

    ادامه مطلب
  • یک سال، یک بهار: روز هفتاد و هشتم

  • نیلوبلاگ

    چند صباحی است کهترک وطن گفته با رفیقو دوست و یار همیشگی اشهمچون بیدی و مجنونتقلای اراده به دانستنو فهم وسعت نادانی چندانمجال ماندن نمی دهداز ادبیات و تاریخ شروع کرداز مهندسی و ریاضیکه گریختروزگاری را در عالم مدیریتو رفتارشناسی گذراندباز که طاقتش تمام شددل زد به دریای فلسفهو عرفان و موسیقیتا اینکه این روزهادوران گذاری رابه تکنولوژی و اقتصاد وسیاست تجربه می کند...

    ادامه مطلب
  • یک سال، یک بهار: روز دویست و هشتادم

  • نیلوبلاگ

    چند صباحی است کهترک وطن گفته با رفیقو دوست و یار همیشگی اشهمچون بیدی و مجنونتقلای اراده به دانستنو فهم وسعت نادانی چندانمجال ماندن نمی دهداز ادبیات و تاریخ شروع کرداز مهندسی و ریاضیکه گریختروزگاری را در عالم مدیریتو رفتارشناسی گذراندباز که طاقتش تمام شددل زد به دریای فلسفهو عرفان و موسیقیتا اینکه این روزهادوران گذاری رابه تکنولوژی و اقتصاد وسیاست تجربه می کند...

    ادامه مطلب
  • یک سال، یک بهار: روز دویست و هشتاد و سوم

  • نیلوبلاگ

    چند صباحی است کهترک وطن گفته با رفیقو دوست و یار همیشگی اشهمچون بیدی و مجنونتقلای اراده به دانستنو فهم وسعت نادانی چندانمجال ماندن نمی دهداز ادبیات و تاریخ شروع کرداز مهندسی و ریاضیکه گریختروزگاری را در عالم مدیریتو رفتارشناسی گذراندباز که طاقتش تمام شددل زد به دریای فلسفهو عرفان و موسیقیتا اینکه این روزهادوران گذاری رابه تکنولوژی و اقتصاد وسیاست تجربه می کند...

    ادامه مطلب
  • یک سال، یک بهار: روز دویست و هشتاد و چهارم

  • نیلوبلاگ

    چند صباحی است کهترک وطن گفته با رفیقو دوست و یار همیشگی اشهمچون بیدی و مجنونتقلای اراده به دانستنو فهم وسعت نادانی چندانمجال ماندن نمی دهداز ادبیات و تاریخ شروع کرداز مهندسی و ریاضیکه گریختروزگاری را در عالم مدیریتو رفتارشناسی گذراندباز که طاقتش تمام شددل زد به دریای فلسفهو عرفان و موسیقیتا اینکه این روزهادوران گذاری رابه تکنولوژی و اقتصاد وسیاست تجربه می کند...

    ادامه مطلب
  • یک سال، یک بهار: روز دویست و نود و یکم

  • نیلوبلاگ

    چند صباحی است کهترک وطن گفته با رفیقو دوست و یار همیشگی اشهمچون بیدی و مجنونتقلای اراده به دانستنو فهم وسعت نادانی چندانمجال ماندن نمی دهداز ادبیات و تاریخ شروع کرداز مهندسی و ریاضیکه گریختروزگاری را در عالم مدیریتو رفتارشناسی گذراندباز که طاقتش تمام شددل زد به دریای فلسفهو عرفان و موسیقیتا اینکه این روزهادوران گذاری رابه تکنولوژی و اقتصاد وسیاست تجربه می کند...

    ادامه مطلب
  • یک سال، یک بهار: روز صد و هفتاد و نهم

  • نیلوبلاگ

    به کاری دشوار که مشغول میشوی، واقعیت مسیر را نمی توانی تنها با صحبت از سختی ها و موانع مجسم کنی؛ حتی اگر بیشتر شنیده می شوند. همیشه آدمها و لحظه هایی هستند برای به وجد آمدن؛ انگار دلت می خواهد ادامه مسیر را از راهی بروی که بیشتر با آنها روبرو شوی. کسی چه می داند کدامیک مسیر "واقعی" است؛ اما شاید بشود راه خودمان را آن طور بسازیم که بیشتر می پسندیم.xa0...

    ادامه مطلب
  • یک سال، یک بهار: روز صد و شصت و نهم

  • نیلوبلاگ

    آدم که ضعفهای خودش را نشناسد، هر یادگیریاش انگار نوعی خودفریبی است. پرده خوشطرحی است که ناداشتهها را میپوشاند و ذهن را درگیر رنگهای تازه میکند. شاید اینگونه از خودش فرار میکند تا تنها مخاطبی ساده برای خودش باشد....

    ادامه مطلب
  • یک سال، یک بهار: روز صد و هفتاد و دوم

  • نیلوبلاگ

    وقتی شرایط را بفهمی، باید برای خودت راهی بیابی؛ فرقی ندارد که محیط یا آموخته های قبلی عادت سرزنش اوضاع یا دست کم گرفتن خودت را پرورانده باشند، یا عادت به تحسین دیگران و شرایط و تلاش هایشان داشته باشی. از جایی به بعد باید تلاش کنی برای باز کردن روزنه ای شخصی، شبیه شدن به آنچه تحسین می کنی و تلاش برای رفع کمبودها. آنها که هنوز چیزی برای دست یافتن دارند، اشتراکشان در همین تلاش هاست؛ هرچند نقطه آغازشان متفاوت باشد....

    ادامه مطلب
  • یک سال، یک بهار: روز صد و هفتاد و ششم

  • نیلوبلاگ

    در مقابل قانون که قرار میگیری، از هر نوعش، به جای متعجب، مایوس یا شگفتزده شدن، میتوانی بیاموزی، بفهمی یا تمرین کنی تا نسبتش را با زندگی دریابی. این نه تنها راه مواجهه با قوانین انسانی، که راه فهم قانون طبیعت است، قانون زیستن...

    ادامه مطلب
  • یک سال، یک بهار: روز صد و چهل و پنجم

  • نیلوبلاگ

    آدمها تا زمانی که به هم احترام نگذارند، حرف زدنشان بی معناست، دنبال فهم مشترک گشتنشان مضحک است. حرف زدن معناداری که در کار نباشد، نه فهمی شکل میگیرد و نه چارهای برای حل مشکلی یافت میشود. دنیای ما، دنیای حرفهای زدهناشده و ناشنیده است....

    ادامه مطلب