۳۶۶ - تاریخ: 1398/9/22 ساعت: 7:21
شاید بتوان کسی را با نسبتش با بیمعنایی شناخت. مثلا کسی که عمری زحمت کشیده برای کاری مفید و به یک باره میفهمد کارش ارزش و معنایی نداشته، فرق دارد با کسی که هیچ کاری را بامعنی نمیدانسته تا برایش تلا
353 - تاریخ: 1398/8/4 ساعت: 11:37
یکهو چشمت رو باز می کنی و می بینی همون چیزی که بهش افتخار می کردی، عمری به پاش ریخته بودی تبدیل به نقطه ضعفت شده. همون جایی که قرار بود زیر لایه ای از غبار زندگی رشد کنه و بزرگ بشه، حالا یه نقطه ضعف ب
354 - تاریخ: 1398/8/4 ساعت: 11:37
هر چقدر بیشتر و بیشتر گشت، تجربه اندوخت و یاد گرفتفهمید همه جا حرف از عشقی است که او را نجات خواهد داد از آن پس سختی اش دوچندان شدفهم حرفی که برای تلاش کردن، اول نیاز به فهمیده شدن داردتازه که فهمیده شد، خودش را نشان دهد؛ سره را از ناسره قابل تشخیص کندو بعد تو را به دنبال خودش بکشد... آن وقت همه فکر...
355 - تاریخ: 1398/8/4 ساعت: 11:37
وضعیت که خیلی خراب باشد، میشود ایده های ساده را راحت فروخت؛ خیلی هم فرقی ندارد فضا فضای کسب و کار و تبلیغات باشد، یا سیاست و فرهنگ عمومی. یعنی برایم نوعی معیار شده تا سره را از ناسره تشخیص بدهم. کسی ک
356 - تاریخ: 1398/8/4 ساعت: 11:37
یادش بخیر زمانی که دکتر البدوی در دانشکده مدیریت شریف تغییر سازمانی درس میدادند، اول بحث تغییرات مهندسی شده تری مثل رویکرد ادکار را داشتیم تا بعد برسیم به بحث های نوین تر مثل تغییر در سازمان های یادگی
357 - تاریخ: 1398/8/4 ساعت: 11:37
ایران هر بار حس متفاوتی برای خودش داردیک بار حس دلهره و امیدیکبار حس دلزدگی و یاسیکبار هم مثل این دفعه، حس اعتبار بخشیدن و گرفتنیعنی پل زدن بین آنچه داری و آنچه تو را ساخته، کسانی که سهمی در شکل گیری
۳۵۸ - تاریخ: 1398/8/4 ساعت: 11:37
برداشت های تهراناین برداشت: خانوادهداستانهای من و آریا، که مرا یاد ارزش فهم خانواده در شرایط خاص خودش میاندازد. ارزش این بزرگترین دارایی آدمی که وقتی آشکار میشود که هر فرد را در موقعیت خاص خودش و ن
۳۵۹ - تاریخ: 1398/8/4 ساعت: 11:37
برداشتهای تهرانبرداشت سوم: فضاهای شهریدوستی دارم که میگفت حبه یخ باید شفاف باشد، حبه سفید و غیرشفاف، هرچقدر هم درخشان، چندان لذت بخش نیست. خودش زلال بود و شفاف مثل همان چیزی که میپسندیدحکایت ما و بر
۳۶۰ - تاریخ: 1398/8/4 ساعت: 11:37
برداشتهای تهران برداشت چهارم: راهها و آدمهاآقای کهنسال: ببخشید آقا اینجا پله برقی نداره؟ من (در حال تماس تلفنی): اجازه بدین نگاه کنم یا بپرسمآقا: نه نیازی نیست با پله میرم. ممنونممن: باشه، خواهش میکنمچند ثانیه بعدآقا: ولی من از اخلاق خوب شما بسیار تشکر میکنممن: خواهش میکنم، کاری نکردمچند ثانیه بعدآق...
۳۶۱ - تاریخ: 1398/8/4 ساعت: 11:37
جایی نوشته بودم، خیلی مختصر "دارندگی سرکشی میآورد" یعنی احتمالا آن لحظه با خودم فکر می کرده ام که زندگی یک دور ثابتی شده که معلوم نیست آیا پیشرفتی هم دارد یا نه. اولش با تقلاست و رنج و کمی گشایش و خو
فکر خوب، حال خوب - تاریخ: 1398/8/4 ساعت: 11:37
طعم گیلاس سکانسی دیدنی، طریف و البته ساده دارد. پیرمردی که از سختی های زندگی و تجربه تصمیم به خودکشی کردن می گوید. وقتی بالای درخت میرود تا طناب دار را جا بیندازد، طعم توت های سفید و شیرین، منظره طلوع
332 - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 7:42
این نقطه ضعف بزرگ من که هر از چند گاهی دوباره با آن روبرو میشوم... امروز آقایی جلویم را گرفت و سریع گفت که پول نمی خواهد اما با اشاره به فروشگاه گران قیمتی اضافه کرد که غذا میخواهد. من هم در برابر و
۳۳۳ - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 7:42
شاید یکی از دلایل حسرت گذشته را خوردن، یا درگیر غم نوستالژیک بودن و ماندن، از بین چندین دلیل دیگر، ندانستن قدر داشته های فعلی و شرایط زمان حال باشد
334 - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 7:42
دیگر دوران نشان دادن نخبه های علمی تاثیرگذار با قاب عکس شسته رفته "جان نش" در "یک ذهن زیبا" و "آلن تورینگ" در "بازی تقلید" و "استفن هاوکینگ" در "نظریه همه چیز" به پایان رسیده. دیگر دور، دور انسانهای چندبعدی و متخصص نه فقط در حوزه های علمی میان رشته ای، بلکه حتی در ساحت های زندگی شخصی و اجتماعی است ک...
335 - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 7:42
دل مادر را نباید لرزاند به هیچ قیمتی که قیمتی تر از آن نمی شناسم نفرین فاصله ها همین است که همیشه نگران لرزش دل ها میشوی بدون آنکه آنقدر نزدیک باشی تا لرزش را ببینی، بفهمی فاصله ها که بیشتر می شوند نگریستن را باید بهتر آموخت
تهران - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 7:42
هر بار عزم تهران میکردم، همیشه گام اول تدارک دیدارها و تازه کردن آشنایی ها بود؛ دیداری با اندک آشنایان بجا مانده امسال شاید نخستین بار است که انگار کسی به جای نمانده، از آن بی کسی ها که به سرمان زد با جمع دوستانی که از سوئیس عازم اند، دیداری در جایی تازه کنیم برای یادآوری خاطره ها در لحظه. از این آم...
337 - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 7:42
هر بار شب کریسمس، با آن حسی که هنوز مخوف است، چیز تازه ای یادم میدهد شبی است که شهر خلوت میشود، یا همه به سفر میروند یا در کنار خانواده شب را سپری میکنند. اما امسال برای سومین سال پیاپی این حس به سر
338 - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 7:42
مثل همیشه است؛ آخرش هر چه می خواهد بشود، نخواستند و نتوانستم نمی شود! یعنی با هم جمع نمی شوند، کافی است در موردش بلند بلند حرف بزنی تا جنبه های ناپیدایش فرو بریزند، بعد کم کم می بینی که مشکل حرفهایی ا
339 - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 7:42
دریافت بعد از تامل در کار این شد که "راهها تو را نترسانند و باز ندارند". از آن حرفهای سهل و ممتنع سالها پیش در کلاسی شرکت می کردم که یکی از رهروان استادی، این جمله را به زبان آورد؛ بدون پرداختن به ظرا
340 - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 7:42
وقتی از تفاوت بین آدمها حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟ تمایز داشتن این روزها دو جور شده است. یک جورش که خیلی هم باب طبع است و البته توهمی بیش نیست، "تمایز"ی است که همه در داشتنش به هم "شبیه" ان